تبليغاتX
jo0jo0!!! زندگي رسم خوشايندي است  , زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ پرشي دارد اندازه عشق , زندگي چيزي نيست که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود  . زندگي شايد همين باشد

 

   به وبلاگ جوجو خوش آمديد               موسيقي,فيلم,سينما,ورزش,دانلود,شعر,نثر و...                       جوجو آماده هر گونه تبادل لينک با دوستان وبلاگ نويس مي باشد 

 

 لوگو

سلام... من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی... ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم

 

آرشيو

تیر 1385

خرداد 1385

اردیبهشت 1385

فروردین 1385

اسفند 1384

بهمن 1384

دی 1384

آذر 1384

آبان 1384

مهر 1384

شهریور 1384


لينک دوستان




جوجو!!!

کافی نت افسا

" دانلود هر آهنگی که فکرشو می کنی "

دل شکسته

گیم گروپ

کویر عشق

وقتی یاس ها بوی یآس می دهند

ایران آزاد

همدرد!

کرکر خنده!!!

آقای شادمهر

پسر جهنمی رشت!

مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مردابست

شوخی با همه!

شبنم سحرگاهی

jimbooooo jooooon

گربه سانان

هستیم چنان که هست او داند و ما

یا با من...

نی نی

پستو

عشق من و تو

نازدختر

برای اخرین بار!

چشم انتظار من باش!

آهنگ و موزیک برتر



پيوندهاي روزانه

وطن فروش!
امتحان تخصصی هوش
برادر جان (کریس دی برگ)
فیلم رفتن شادمهر از ایران!
وقتی بوش دستشوییش می گیره !
موسیقی تیتراژ 2
همه چیز درباره شادمهر
همه چیز درباره هدیه تهرانی
موسقی تیتراژ


آمار وبلاگ


آمار بازديدکنندگان : کاربران آنلاين :


موسيقي



مرگهای عجیب!!!

سلام!

 

قبل از هر چیز پرواز پوپک گلدره -هنرمند ارزنده کشورمون- رو به ابدیت 

 

 تسلیت می گم!( روحش شاد!)

 

انشالله در یک فرصت مناسب ازش می نویسم!

 

وارد وبلاگ من که میشین اون بالای بالا از زندگی حرف زدم!

 

ولی خیلی وقته می خوام از مرگ حرف بزنم! ولی نشده!

 

از این پست شروع کردم!

 

25 علت مرگ عجيب در دنيا!

 

 حالا هي بگيد مگه ميشه منم بميرم

 

1ــ آرنولد بنت: داستان نويس انگليسي(1931ــ1867) وي براي آنكه ثابت كند آب شهر پاريس از نظر بهداشتي كاملا سالم است، يك ليوان از آن را خورد و در اثر تيفوئيد ناشي از آنابلب در گذشت!

 

2 ــ آگاتوكلس (خود كامه ي سراكيوز 289 ــ361 ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.

 

 

3 ــ آلن پينكرتون ( موسس آژانس كارآگاهي آمريكا 1884ــ 1819) هنگام نرمش صبحگاهي به زمين خورد و زبانش لاي دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقارياي ناشي از اين زخم درگذشت.

 

 

4 ــآيزادورا دانكن (رقاص آمريكايي 1927ــ 1878) هنگامي كه در اتومبيل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبيل گير كرد و گردنش شكست و خفه شد.

 

 

5 ــ اسكندر كبير (پادشاه مقدوني 323 ــ356 ق.م) به دنبال دو روز ميگساري و عياشي در اثر تب درگذشت.

 

 

6 ــ الكساندر (پادشاه يونان 1920ــ 1893) يك ميمون خانگي گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.

 

 

7 ــ تامس آت وي (نمايشنامه نويس انگليسي 1685 ــ1652) مرد فقيري بود. به دنبال روزها گرسنگي سرانجام يك گيته به دست آورد و با آن يك دست پيچ گوشت خريد و از شدت ولع همان لقمه ي دهان پر كن اول گلو گيرش شد و خفه اش كرد!

 

 

8ــ تامس مي ( مورخ انگليسي 1650 ــ1595) بر اثر بلعيدن غذاي زيادي، خفه شد.

 

 

9ــ جان وينسون ( ماجرا جوي بريتانيا 1629ــ 1557) وي در   72 سالگي از اسب به زمين افتاد و ميخي وارونه بر زمين افتاده بود، در سرش فرو رفت.

 

 

10ــ جروم ناپلئون بناپارت (آخرين بناپارت آمريكايي 1945ــ 1878) در سنترال پارك نيويورك، پايش به زنجير سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخمهاي حاصله در گذشت.

 

 

11ــ جورج دوك كلارنس ( انگليسي 1478ــ1449) به دستور برادرش ريچارد سوم در خمره شراب خفه شد.

 

 

12ــ جيمز داگلاس ارل مورتون (1581ــ1525) بوسيله دستگاهي شبيه گيوتين كه خودش آن را به اسكاتلنديان معرفي كرده بود، سر بريده شد.

 

 

13ــ رودولفوني يرو ( ژنرال مكزيكي 1917ــ 1880) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگيني طلاهايي كه به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.

 

 

14ــ زئوكسيس (نقاش يونان قرن پنجم ق.م) به تصويري كه از يك ساحره پير كشيده بود آنقدر خنديد كه يكي از رگهايش پاره شد و مرد!

 

 

15ــژراردونرال (نويسنده فرانوسوي1855ــ1808) با بند پيشبند، خودرا از تير چراغ برق خيابان حلق آويز كرد.

 

 

16ــ فرانسيس بيكن (1626ــ1561) براثر گرفتاري در يك سرماي ناگهاني گرفتار شد و درگذشت.

 

 

17ــ فالك فيتز وارن چهارم (بارون انگليسي 1264ــ 1230) در بازگشت از يك جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالك كه زره پوشيده بود، در درون زره اش خفه شد.

 

 

18ــكلاديوس اول ( امپراتور روم 54 ب م. ـ10 ق .م ) با يك پر آغشته به سم خفه شد.

 

 

19ــ كنت اريك مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ ( 1895 ـ1860) لين انگليسي در اثر خشم ناشي از مستي، با سيخ بخاري به دوستش حمله كرد، اما خودش توي بخاري افتاد و سوخت.

 

 

20ــ گريگوري يفيموويچ راسپوتين (1916ــ1871) وزنه اي  به بدنش بستند و در رود نوا غرقش كردند.

 

 

21ــ لايونل جانسن (شاعر انگليسي 1902ـ 1867) از روي چهارپايه ي پشت بار به زمين افتاد و در اثر زخمهاي حاصله در گذشت.

 

 

22ــ لنگي كالير (كلكسيونر آمريكايي 1947ــ1886) در خانه خود و در تله اي مهلك درگذشت. تله را براي دستگيري دزدان كار گذاشته بود.

 

 

23ــ ماركوس ليسينيوس كراسوس (سياستمدار رومي 53ــ 115 ق.م) اين رهبر بدنام و صراف رمي به دست سربازان پارتي با ريختن طلاي مذاب در حلقش درگذشت.

 

 24ــ هنري اول (پادشاه انگليسي 1135ــ1068) در اثر افراط در خوردن مارماهي دچار ناراحتي روده شد و مرد.

 

 

25ــ يوسف اشماعيلو ( كشتي گير ترك .) بر اثر سنگيني طلاهايي كه به كمرش بسته بود در دريا غرق شد. چون نتوانست به راحتي شنا كند.

 

خدایشان بیامرزد!

 

اینجوریه دیگه!

 

راستی اون جمله مشهور وودی آلن رو درباره مرگ شنیدین؟!

 

گفته: مهم نیست که مرگ کی سراغ من میاد،مهم اینه که اون لحظه من اونجا نباشم!

 

*پی نوشت*

 

نازی عزیز;من هم دقیقا همینو می گم!

 

من رفته بودم از اون سوال بپرسم نه این که به قیافش نگاه کنم!!!!!!!!

 

انشالله در یک فرصت مناسب باهم حرف می زنیم!

 

فعلا بای بای



نوشته شده توسط جوجو در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 و ساعت 22:27

لينک مطلب  .:.     

خانم دماغ!!!

 

خانم دماغ معلم ماس!

ما تا حالا چشماشُ ندیدیم،

حتّی دستاشُ

چون همیشه یه جفت دستکش سیاه دستشه!

اون به ما روخونی درس می‌ده،

ولی تا حالا یه سطرم برامون نخونده!

چون می‌گه اگه صداشُ بشنویم،

جامون  تو دل جهنّمه!

جهنم یه جای داغُ تاریکه

که توش پُر عقربُ مارُ دایناسوره!

ما همه از جهنم می‌ترسیم،

واسه همین با معلم نامریی‌مون می‌سازیم!

معلمی که ازش یه قواره پارچه‌ی سیاه دیدیمُ

یه دماغ!

همین!                         (یغما گلرویی)
                             

 

 

 

 

این متن زیبای یغما رو که یه جایی خوندم یاد خودم افتادم!

 

در واقع یاد برخورد اول خودم با خانم دکتر… مدیر گروه علوم قرآنی افتادم!

 

من به اتاق ایشون رفته بودم که راجع به کلاسمون ازش بپرسم!

 

من که وارد اتاق شدم فقط حجمی از یه پارچه سیاه دیدم اونجا! اصلا صورتشو ندیدم!

 

منم دیگه سرمو انداختم پایین و ازش راجع به کلاسم پرسیدم!

 

تازه  من سنم کمه و یک کمی هم قیافم کمتر نشون می ده!

 

 

ولی باز مثل همیشه این سوالو از خودم پرسیدم که حجاب چیه؟!

 

نمی دونم! اما مطمئنم این نیست!

 

اینو می دونم کسی که قراره با دیدن یه تارمو تحریک شه بهتره سرشو بذاره بمیره!

 

نمی خوام بهش فکر کنم چون به اندازه کافی با خودم درگیر هستم و

 

نمی خوام کار به درگیری فیزیکی کشیده بشه!

 

 

 

 

           

 

 

 

 



نوشته شده توسط جوجو در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 و ساعت 19:4

لينک مطلب  .:.     

مسابقه تموم شد!

 

سلام!

 

خوبین؟!

 

اول از همه این فلش  بالای  صفحه رو داشته باشین!

 

دوما این  لوگوی  ما رو هم داشته باشین! حال کردین جون جوجو! ( بسه دیگه!)

 

خب مسابقه جوجو هم تموم شد! تجربه خوبی بود به نظرم ! دستاوردهای بزرگی رو به همراه داشت!

 

برای من البته!

 

از تمام کسانی که اومدن شرکت کردن متشکرم که نظراتشون رو می بینید! کسانی هم که شرکت

 

کردن و اسمشون رو نمی بینن خودشون می دونن چرا نمی بینن!

 

بعضی از دوستان  اینجا رو با سایتهای +18 و ... اشتباهی گرفتن و ... که تازه تهدید هم کردن که

 

اگه می تونی تایید نکن! وجودشو نداری حذف کنی! از اینان هم ممنونم!

 

کسانی هم که اومدن شرکت نکردن هم باز ازشون تشکر می کنم! که پایین اسمشون هست!

 

یه مساله دیگه ای که اتفاق افتاد این بود که با جوجوهای متعددی آشنا شدم! جالب بود واسم!

 

ولی به قول شاعر ... این کجا و آن کجا! ( شوخی کردم ها به کسی برنخوره)

 

انتخاب بهترین واقعا کار دشواری بود و من نمی تونستم به تنهایی  انتخاب کنم!

 

این بود که تصمیم گرفتم همشو بذارم شما خودتون انتخاب کنید!

 

ولی اونایی که بیشتر به دل خود من نشسته جلوش یه ستاره گذاشتم!

 

در واقع برندگان اینا هستن!

 

 محمد(هک بوت ترفند) ، مرمری، نارگیل، حسین( نایت موزیک) و آزیتا

 

در رابطه با خودروهای ریو هم متاسفانه باید بگم شرکت سایپا به وعده هاش عمل نکرد

 

و منم بیکار ننشستم و با ایران خودرو سریع وارد مذاکره شدم! ا و برای این دوستان هم

 

پژو 206 رو فرستادم دم در خونشون که کافیه از پنجره ، خیابونو نگاه کنن و 206 رو ببینن

 

که بهشون چشمک می زنه! ولی چون یک سری از دوستان مسخره کرده و فکر کردند سرکاریه

 

من هم برای حال گیری این دوستان 206 رو به هیچ کدوم از برندگان تحویل نخواهم داد!!! فقط تا دو روز

 

می تونین با حسرت بهش نگاه کنین!( مرمری و نارگیل توجه داشته باشن که جلو خونشون شلوغ بود

 

جای خوبی برای پارک پیدا نکردم این بود که گذاشتم کوچه پایینی!)

 

 

 

 

نويسنده: جوجو

 

الف: دیشب می خواستم نماز بخونم، دیدم مهر ندارم به جاش امضا کردم!

 

ایکس: چه لوس...

 

نويسنده: بنیامین ( پسر جهنمی رشت (

 

الف : حالا کی حال داره حفرفای اونو گوش کنه من که خوابم میآد


ایکس : وا چه حرفا من عاشق سخنرانیم

 

 

نويسنده:راهبه

 

الف: نزدیک سال تحویله! من هنوز حموم نکردم!

 

ایکس : پس بوی توئه که...

 

نويسنده: محمد*

 

الف: حیف که جلوی دوربین جوجو دات بلاگفا هستم و مجبورم الکی بخندم وگرنه با همین دست یه کشیده میزدمت که هر چی چرک کف دستم هست به چسبه توی صورتت
ایکس: باز دوتا محافظ دوروبرت دیدی شروع کردن گوز گوز کردن بیا بیرون تا ریشات رو تکتک بکنم باهاشون پتو درست کنم

 

نويسنده: رضا

 

الف:چطوری خوبی؟
ایکس:به تو چه...(خیت(

 

 

نويسنده: خنده

 

الف:بابا من و تو نداریم که اول شما بتمرکین
ایکس:اگه شکمم دردر نمیکرد حالیش میکردم

 

نويسنده: فانی در ...

 

الف:می بینی این غربی ها رو چطور با هولوکاست خر کردیم؟ اینطوری میتونیم دفع الوقت کنیم و بمب امت رو هر چه سریغ تر بسازیم.
اکس:خودمونیم دست یهودی ها رو از پشت بستیا

 

 

نويسنده: اسی

 

الف : دیدی چه سرشون کلاه گذاشتم
ب : بذار حالش ببریم حالا حالا هستیم

 

 

نويسنده: تینا

 

الف:میدنی چی شده

ایکس:چی شده هیچی :((=((

 

 

نويسنده: میثم

 

الف: حالا با این همه گند که بالا اوردیم چیکار کنیم

ایکس:لبخند بزن دوربین مخفیه

 

نويسنده: حبیب

 

الف:دیشب تو رو تو خواب دیدم اومدی دم در خونمون و یه دست کت و شلوار نارنجی
خوشگل پوشیده بودی و ما هر چی اصرار کردیم بیا تو ولی گفتی که آشغالاتون رو بزارین دم در که خیلی کار دارم.....!

ایکس: خودتی.....!

 

نويسنده: سحر

 

الف:دیشب از زنم یه دست کتک حسابی خوردم
ایکس:میبینم جای ماهی تابه رو تو سرت

 

             و

 

الف:دیشب از زنم یه دست کتک حسابی خوردم
ایکس:خودم جای ماهی تابه رو میبینم

 

 

نويسنده: علی جون

 

الف:میگن انرژی هسته ای دویست تومن بسته ای
ایکس:بعدن حالتو میگیرم

 

 

نويسنده: سینا

 

الف:به خندم نگا نكن همچين با سيلي ميزنم كه هم از زمين بخوري هم از هوا ها....
ايكس:بخند‌‌‌ فكر كنن جيش نداريم

 

نويسنده: ساده

 

الف : انرژی هسته ای حق مسلمه ....
ب: برو بابا ! این دیگه تکراری شده !

 

نويسنده: رها

 

الف) بابا ما دلمون مثل کف دستمون صافه

ایکس )نه بابا مثل اینکه یه خورده دس اندازی هم داره

 

نويسنده: تینا

 

الف:میدونی چی شد
ایکس:چشی شد
الف:هیچی
ایکس :احمدی نژاد پرو شدی.

 

نويسنده: غریب اشنا

 

1.گفته بودم که بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم دل برود چون تو بیایی
2.
بهتر ان است که دیوانه ماه از دور ببیند

نويسنده: ندا

 

الف:میگن انرژی هسته ای ازاد باید گردد خلیج فارس ایران اسفالت باید گردد!!!!یعنی چی؟مگه اسفالت نیست.
ایکس:از این بیشتر نباید ازش انتظار داشت:))ازدیاد ریش کار خودش رو کرده

 

نويسنده: حسین کیمیا

 

الف.ببین رفیق دیدی چه بلایی سر شارون اوردم
ایکس.خدا به بوش رحم کنه یه کمی حواسشو جمع کنه

 

نويسنده: نجمه

 

الف:سلام چطوری؟
ایکس:باز تو نشستی پای تلویزیون فیلم دیدی؟؟؟؟

 

نويسنده: گربه وحشی

 

الف:میگم کارو کاسبی خوبه
ایکس:اگه دوستان بذارن خوب میشه سر ملت کلاه گذاشت

 

نويسنده: مرمری*

 

الف : آقا دیشب به یاد ایام گذشته لباس نارنجی خفنمو پوشیده بودم داشتم جارو میکردم این بوی زباله تا اعماق وجودم رخنه کرده جون تو !!!! این تن بمیره لذت می بری؟!!

ایکس : پیشی بیا منو بخور !!! پیشیییییییییییییییییییییی !!

 

نويسنده: سیندرلا

 

اولی: دیروز پسر عمو عدالت رو دیدم

دومی: ااااااااا راس میگی

دو تا یی با هم: هر هر به ریش مردم

 

نويسنده: احسان

 

الف:اگه گفتی 2در 2 چند میشه؟
ایکس:5

 

نويسنده  ali

 

الف: من می خوام برم wc میشه بگین کجاست!

 

ایکس: من wc  رفتم حالا بگین حموم کجاست!

 

نويسنده: اميرحسين

 

1 حواست جم نباشه ميزنم تو گوشت
2
حيف كه دوربين اينجاس والا حاليت مي ردم

 

يسنده: ری را

 

الف:میبینی چطور همشون را گذاشتیم سر کار...
ایکس:ول کن بخند بابا همیشه اونا مارو میزارن سر کار یه بارم ما

 

نويسنده: مجید

 

الف : می گم ما هم داریم با این انرژی هسته ای کسی می شیم واسه خودمون ها ... شدیم سوژه داغ رسانه های دنیا
ب: هه هه دل اینم خوشه . فعلا بخند منم می خندم ولی نه به کارای تو بلکه به حماقت اونوریا . ما هم عجب رییس جمهوری داریم ها .. محمود شجاع ) به قول مردم مصر ) همینه ؟ بخند عمو جون بخند.......

 

نويسنده  ghoghnoos

 

الف : بچه های محلمون به من می گن شبیه تام کروز هستی!

 

ایکس: راست می گن ولی شبیه تام تو کارتون تام و جری!

 

 

نويسنده: آیدا

الف:این شعر جدید بنیامین رو شنیدی؟حالم بده آدم بده؟!حالم بده!؟!؟
ایکس:آره...(هر هر هر خودش حالش از همه بدتره)!!!

 

 

نويسنده: نارگیل*

 

الف:
عجب چرخه جالبیه
زن از سوسک می ترسه
سوسک از موش می ترسه
موش از گربه می ترسهگربه از سگ می ترسه
سگ از مرد می ترسه
مرد از زن می ترسه
ایکس:
الف جان!!!!!!
بعد قرنی چند تا خارجیکی دارن از ما عکس می گیرن بذار فیگورمونو بگیریم بابا

 

              

                                            و

 

الف*:
هم زشتمو هم جوادم
گویم سخن فراوان
با آنکه بی سوادم
تیغ ژیلت ندارم
حموم رفته زه یادم
پاهام می دهد کمی بووووووووووو
من احمدی نژادم
ایکس:
به شیشه گفتم دوست دارم شیشه شکست
به گل گفتم دوست دارم گل پژمرد
به دریا گفتم دوست دارم دریا خشکید
حالا به u می گم دوست دارم
هوای خودتو داشته باش

 

 

نويسنده: آیدا

 

الف:چه خبر؟
ایکس:ی هسته ای حق مسلم ماست!!!!

 

نويسنده: محسن

 

الف: اینا ( سه کشور اروپائی ) فکر میکنن ما انرژی هستهای داریم

ایکس: ایییییییییی صداشو در نیار

 

نويسنده: مریم(پرواز عشق)

 

الف:این مسابقه ی جوجو رو دیدی؟
ب:آره دیدم..شدیم سوژه.. بذار ببینیم چی میگن بخندیم...حقیقت تلخه..بذار یه ماشینم گیرشون بیاد:

 

 

نويسنده: #$@/\@!$

 

الف : میای یه قانون جدید از خودمون در وکنیم ! فاز میده ! پول هم تووش هست !



ایکس : آرره بابا دارمت این ملت خرووو هر چی بگیم قبول می کنن ! تخریبتم دادا !

برو من پشتتم !

 

نويسنده: عاطفه

 

الف : تازگيا می گن :انرژی هسته ای ،300 تومن بسته ای!!!!
ب : خودمو نيما ، ولی حرف قشنگی می زنه!

 

نويسنده: علیرضا یه داداشیه خندوووووون

 

الف : ببین دیشب رفته بودم سواره اتوبوس شده بودم خوب بعد شلوغ بود زنه تنش به من خورد بد بهم گفت آقا برید کنارتر بعد برگشت منو دید گفت : ااا اشمائید بیا من در اختیار تو ئم ... خیــــــــــلی باحال بودا رئیس جمهوری هم عالمی داره ها ...
ایکس : اا اا ا ایـــــــــــش محمود خیـــــــــــــلی بی شعوریا .....

 

نويسنده: مهدی

 

الف:شنیدی؟دارن یه بزرگراه می زنن به اسم شهید احمدی نژاد.....ای تو اون قبر باباشون....

ب:ناکس زدی نونشونو آجر کردی...حرفا می زنیا

 

نويسنده: سانای

 

احمدی نژاد: خوب مردم سر کار گذاشتیم ها با این شعار عدالت گستر
اون یکی : بابا کجاشو دیدی......... حالا حالا ها برنامه داریم....

 

نويسنده  shadnoosh

 

الف: دندوناتو با چی مسواک زدی که این قدر زرده
ایکس : با خمیر دندون داروگر

 

نويسنده: فروغ

 

الف: یه روز چهار تا مورچه میرن حموم دوتا در مییان اگه گفتی چرا؟
ایکس : چون دو تاشون میچسبن به صابون

 

 

نويسنده: رضا

 

الف )میدونی من چه قدر تو رو دوست دارم

 

ایکس ) تو رو خدا منو نبوسی !!!!!!!

 

 

نويسنده  seydo

 

الف:یه جواب دندان شکن بگودر باره ی انرزی هسته ای بگو که به غربی ها بگم و یه مشت محکم بر دهانشون بزنیم و بخندیم
ایکس:این انرزی هسته ای که الان گفتی این یعنی چه؟؟؟

 

نويسنده: عشقولی

 

1:حاضری واسه عکس گرفتن,دوربین زومه؟
2:
اره زومه اره زومه که در رو وا بکنی بیای تو خونه
تو رو تو بغل بگیرم عاشقونه.

 

نويسنده: علی(رفیق هرکسی که با حاله)

الف)برای چی اینقدر این مردم بیچاره باید عذاب بکشن از دست امثال ما؟
ایکس)هییییییییییییییییییییییییس چیزی نگو به تو هم میدیم

 

نويسنده: مهدی ناصری

 

الف: میگم عیدی چی گیرت اومده ؟

ایکس: مهرورزی شما برای پاچه خوارتان کافی است

 

نويسنده: یاسی

 

الف: خوب هفده میلیون رای اوردم تو انتخابات !

ایکس : آره اروای خیکت !

 

            و

 

الف: حق مسلم ماست انرژیه هسته ای

ایکس: چیپس و پفک با آدامس یا تخمه ی بسته ای !

 

نويسنده: احسان

 

الف : دیدی آخرش چطور رای آوردم باور کن فکرش و هم نمی کردم
ایکس : آره بابا میدونم با .... ولی بلاخره آوردی جریان شاهزاده و گداس هاهاهاهاها.......

 

 

نويسنده: حسین*

 

الف : بابا من همش 3 دقیقه هوس کردم تو سد کرج شنا کنم وبا شایع شد !!

ایکس: واسه تو که به خیر گذشت من عکس باغ پرندگانو دیدم آنفولانزا مرغی شایع شد.!!!

 

نويسنده: آزیتا*

 

الف : کت پوشیدنم عالمی داره ها ، نه ؟

ايكس : حالا كجاشو ديدي ، اگه كتتو با صورت اصلاح كرده و بلوز و شلوار اتو شده و جوراب بي بو بپوشي يه چيز ديگس .كوتاه مدتش داراي 12% سوده و بلندمدتش يه عالمس.خيرشو ببيني .

الف : چي شد ؟

ايكس : شما بهش بگين .

 

 

و در آخر تشکر می کنم از دوستان خوبم که البته شرکت نکردند!

 

 

زري كاشوني(همونکه غزل نمی گه (، سهیل پسری پر از حسرت، سپیده

 

مهدی بهروز(فوتبال برتر) ،داداشی ،جوجو، فردیس، نازی. (شما شرکت می کردی 206 با من! خب به هرحال من فرستادم دم در خونتون! ولی به همون دلیلیکه بالا گفتم شما هم فقط می تونید 2 روز نگاهش کنید!)،ژیلا،  الناز، نیلگون،

 

 صدف ،نیما، خالد، جوجه، فرزاد، نیلوفر و نرگس.

 

 درضمن در آخرین پست من در سال ۱۳۸۴ یکی نظر داده! با نام ( دوستت)!!!

 

خوشحال میشم خودشون رو معرفی کنن!

 

در رابطه با این که از شادمهر استعفا بدم : در پستهای قبلی یه مطلب مفصل

 

راجع به شادمهر نوشتم که در پیوندهای روزانه هم گذاشتم!

 

 



نوشته شده توسط جوجو در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 و ساعت 13:33

لينک مطلب  .:.     


 

درباره وبلاگ

وبلاگ من
ايميل من
جوجو را خانه خود کنيد
اضافه به علاقه مندي ها

مثلا بيوگرافي

               


ساعت وتاريخ


مطالب گذشته


جستجو در وبلاگ




لوگوي دوستان



Image Hosted by ImageShack.us

لوگوي شما

لوگوي شما

لوگوي شما





http://jo0jo0.blogfa.com